المحقق السبزواري
304
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
فصل پنجم : در فضيلت حسنخلق خداى عز و جلّ در قرآن مجيد فرموده : خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ « 1 » يعنى : « فراگير عفو را و امر كن به نيكويى و اعراض كن از جاهلان . » و در بعضى اخبار آمده كه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله از تفسير اين آيه سؤال كردند . حضرت فرمود : « هو ان تصل من قطعك و تعطى من حرمك و تعفو عمن ظلمك . » « 2 » يعنى : « هر كه به بيرحمى از تو بريده شود و به نامهربانى رشتهء محبّت تو گسسته گرداند ، تو از راه شفقت و لطف به دو پيوندى و هركه تو را از خير و عطاى خود محروم گرداند ، تو به آنچه مقدور باشد به او عطا كنى و هركه به تو جفا كند ، او را ببخشايى . » و خداى عز و جلّ در قرآن مجيد فرموده كه ، ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ « 3 » يعنى : « دفع كن بدى را به آن چيزى كه در واقع نيكوتر است . » يعنى ، غضب را به حلم تسكين ده ، و گناه را به عفو ، و لغو را به تغافل ، يا دفع نماى به سخن حقّ كلام باطل را . و تواند بود كه مراد به وجه احسن آن باشد كه اگر كسى با تو بدى كند ، عفو كن و احسان كن ؛ چه وجه احسن آن است كه عفو كنى و احسن از آن ، آن است كه بعد از عفو به او احسان نمايى . « فاذا الّذى [ بينك و بينه . . ] » يعنى : « پس آنگاه ، آن كسى كه ميان تو و ميان او دشمنى است چنان شود كه گويا دوست خويش مهربان است . « 4 » و اين خصلت كه در برابر بدى نيكويى كردن است داده نمىشود ، الّا به آن كسان كه صبر كردهاند و از جملهء صبركنندگانند و داده نمىشود ، الّا به صاحب بهرهء بزرگ از عقل و كمال يا از مراتب ثواب و درجات اخروى . » و از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله منقول است كه ، « گذاشته نمىشود در ميزان كسى در روز قيامت بهتر از حسنخلق . » و از آن حضرت منقول است كه فرموده كه ، « اوّل آنچه گذاشته مىشود در ميزان حسنخلق است و سخاوت و چون حقّ - جلّ و علا - ايمان را
--> ( 1 ) . اعراف : 199 . ( 2 ) . تنبيه الخواطر : ج 1 ، ص 89 . ( 3 ) . فصلت : 34 و 35 . ( 4 ) . ترجمهء اين قسمت در اخلاق محتشمى ، ص 248 چنين آمده است : « . . . تا آنكس كه دشمن تو باشد مانند دوستى شود خويشاوند » .